«گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزههاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گريه مذموم شمرده شده است .

محبت از عواطف اصيل انسانى است كه با گريه انس ديرينه دارد . مثلاً محبت حقيقى به خداوند حسن آفرين است و براى قرب به او بايد اشك محبت ريخت.
صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم تا به كى در غم تو ناله شبگير كنم
هر كس با اندك توجهى خواهد دانست كه گريه بر حسين (ع) گريه محبت است ، آن محبتى كه در دلهاى عاشقانش به ثبت رسيده است . گريه بر او ، گريه شوق است ، زيرا قسمت زيادى از حماسههاى كربلا، شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت، فداكارى ، شجاعت و سخنرانيهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير ، از ديدگان شنونده سرازير مىگردد و نيز گريه معرفت و پيوند با هدف متعالى و انسان ساز او است؛ و به تعبير امام خمينى (ره) گريه سياسى است كه فرمود: «ما ملت گريه سياسى هستيم ، ما ملتى هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مىدهيم و سدهايى را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مىكنيم ».
هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا ولى ز تعزيه هر روز، روز عاشور است
هيهات كه گريه بر حسين (ع) گريه ذلت و شكست باشد، بلكه گريه پيوند با سرچشمه عزت است، گريه امت نيست، كه گويا است ، گريه سرد كننده نيست ، كه حرارت بخش است، گريه بزدلان نيست، كه گريه شجاعان است ، گريه يأس و نااميدى نيست كه گريه اميد است، و بالاخره گريه معرفت است و گريه معرفت در عزاى حسين (ع) از انحراف و تحريف در قيام آن حضرت جلوگيرى مى كند و شايد به همين جهت باشد كه در فضيلت گريه بر سيدالشهدا (ع) روايات متعددى وارد شده است . از آن جمله، روايتى است كه امام صادق (ع) فرمود: «گريه و بى تابى در هر مصيبت براى بنده مكروه است، مگر گريه بر حسين بن على (ع) كه اجر و ثواب نيز دارد» . ) وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 393(
گفتاری از آیتالله جوادی آملی؛
به نقل از تابناک: حماسه حسینی از مهمترین مقاطع تاریخ بشر است و همچون دریایی از معرفت و روشنایی، همواره صیادان معارف الهی را میزبانی کرده است. آیت الله جوادی آملی، عالم و متأله بزرگ روزگار ما، سالهاست گوشههایی از صیدهای خود از این دریا را در معرض دید مشتاقان حقیقت و زیبایی مینهد.
این بخش، بخشی از تأملات ایشان است که به صورت گفتار ارایه شده است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق الأجمعین رافع السماوات و خافض الأرضین و صلّ الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین سیّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بیته الطیبین الطاهرین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرئ إلی الله».
سخن در تحلیل قیام تاریخی سالار شهیدان ـ سلام الله علیه ـ بود. تا اندازهای روشن شد که چون آن حضرت یک دین ممثل است و عینیت دین است، میخواهد همین دین در بیرون عینیت پیدا کند و عینیت یافتن دین در نشئه طبیعت با تزاحم همراه است. ممکن نیست چیزی در عالم طبیعت یافت بشود و از گزند مزاحمت در امان بماند. منتها اگر آن شیء حق بود، هر مزاحمی آسیب میبیند، بدون اینکه به او آسیبی برساند و اگر آن شیء حق نبود آسیب میبیند، بدون اینکه بتواند به چیزی آسیب برساند و اگر احیاناً میبینید، گاهی حق از باطل شکست میخورد و باطل پیروز میشود؛ یا آنچه را که حق نبود، حق پنداشتیم و آنچه را باطل نبود باطل پنداشتیم؛ یا اگر حق را درست فهمیدیم و باطل را درست فهمیدیم (پیروزی را به جای شکست و شکست را به جای پیروزی پنداشتیم) در این محاسبه بالأخره اشتباه کردهایم. وگرنه حق ممکن نیست شکست بخورد، ولو در مدت کوتاه؛ باطل ممکن نیست پیروز بشود ولو در مدت کوتاه، زیرا باطل مانند کف روی آب است و حق مانند همان سیل خروشان؛ باطل در سایه حق نمایی دارد. ممکن نیست که باطل بتواند حق را از بین ببرد، زیرا اگر حقی نباشد، باطلی نیست. چون باطل حق نماست و اگر آبی نباشد، سیلی نباشد، کفی نیست. هرگز کف به جنگ سیل نمیرود؛ هرگز سایه به جنگ نور نمیرود. اگر نوری نباشد، سایهای نباشد و اگر شاخصی نباشد، سایهای نیست؛ چون نور هست و شاخص هست، سایه پیدا میشود. چون حق هست، باطل خود را نشان میدهد.
ادامه مطلب
درباره زیارت عاشورا، روایات فراوانی وجود دارد. امام باقر( علیه السلام) این زیارت را به یکی از اصحابش به نام علقمه بن محمد حضری آموزش داده است.( کامل الزیارات، ص80، بحار الانوار،ج101،ص290)

از آنجا که زیارت نوعی اعلام موضع در مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد؛ آنچه به عنوان متن زیارتی خوانده میشود از نظر محتوی و جهت دهی، از حساسیّتی ویژه برخوردار است. به همین جهت ائمه(علیهم السلام) با آموختن نحوة زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیدهاند.زیارت عاشورا، که از تعالیم امام باقر( علیه السلام)است، به سبب آثار سازندة فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خطر انحراف اهمیت ویژه ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از :
1-ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان، مانند "فراز اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد".
2- پیدایش روحیه ظلم ستیزی، یعنی تکرار لعن و نفرین بر ستمگران در این زیارت موجب پیدایش روحیه ظلم ستیزی شده، ولو با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پیروان حق، که پایه های ایمان را محکم میکند.
3- دوری جستن از خطر انحراف
4- ترویج روحیه شهادت طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا
5- احیای مکتب در راه و هدف خاندان عصمت(مصباح المتهجد ، شیخ طوسی، صص 542-547-538)
6- درس آموختن و الگو گرفتن از شهدای کربلا
ادامه مطلب
مسئله آمار و ارقام در این نهضت با شکوه، حماسی و ماندگار، یکی از مسائلی است که ابهامات و سؤالات فراوانی پیرامون آن مطرح است. گرچه در این موضوع مورّخان اسلامی آراء و دیدگاه های متفاوتی دارند و در بعضی یا بیشتر موارد به درستی نمیتوان نظر قاطعی ابراز کرد! ؛ ولی در این مقاله سعی شده است تا حد توان، اقوال مورّخان جمعآوری، بررسی و گوشههایی از تاریخ پر شکوه و سرنوشت ساز کربلا روشن شود
1. تعداد یاران حضرت امام حسین(ع) هنگام خروج از مدینه
مرحوم شیخ مفید (م 413 هـ) مینویسد: «فخرج الحسین(ع) فی لیله الاحد لیومین بقیا من رجب متوجّهاً نحو مکه و معه بنوه و بنو اخیه و اخوته وجُلّ اهل بیته الاّ محمّد بن الحنفیه...» یعنی؛ حضرت سیّد الشهداء علیه السلام در شب یکشنبه (دو روز مانده از ماه رجب) در حالی که همراه ایشان فرزندان خودش، فرزندان برادرش، برادرانش و تمامی اهل بیتش (غیر از محمد بن حنفیه بودند)، به سوی مکّه حرکت کرد.
خوارزمی (م 568 هـ) می گوید: «و خرج الحسین(ع) فی جوف اللیل یرید مکه فی جمیع اهل بیته...» یعنی؛ امام حسین(ع) در تاریکی شب به همراه تمامی اهل بیتش حرکت کرد...
تاریخ نویسان اسلامی و صاحبان مقاتل، عباراتی روشن تر از آنجه که ذکر شد، ندارند و اکثر با اجمال و ابهام، تعداد یاران و همراهان حضرت را ذکر کرده اند.
ادامه مطلب
دیدگاه اهل سنت راجع به کربلا و عاشورا چگونه است؟ آیا عید گرفتن در عاشورا ربطی به عید گرفتن بنیامیه دارد؟

جهت رعایت عدل و انصاف باید اذعان داشت که دیدگاههای اهل سنت یکسان نیست و نمیشود حکم واحدی در مورد همهی آنها داد. بالعکس اهل تشیع که به خاطر اجتماع حول یک محور «ولایت و امامت» از دیدگاه واحدی برخوردار هستند.
به عنوان مثال اگر به اهل سنت ایران توجه شود، همگی اهل بیت (علیهم السلام) را دوست داشته و معظم میدارند و اگر به اهل سنت ترکیه توجه کنیم، چند دسته هستند. در حالی که برخی از حنفیها [در آنکارا، استانبول و ...] تعصبات شدیدی دارند، نام بسیاری از مسلمانان اهل سنت مناطق کرد نشین، حسن یا حسین است. یکی از آنها که نامش حسن بود میگفت: ما با روضه امام حسین (علیه السلام) که پدرانمان میخوانند بزرگ شدیم و معاویه و یزید را دائم لعن میکنیم.
برای شناخت دیدگاه اهل سنت، باید دستهبندیهای متفاوتی در نظر گرفت. به عنوان مثال: کتب و منابع معتبر آنها یک شاخه است و دیدگاه عامهی مردم که معمولاً کتاب نمیخوانند به سخن بزرگان خود گوش میدهند یک شاخهی دیگر است و سخن بزرگانشان نیز کاملاً متفاوت و اغلب متضاد است. به همین دلیل اهل سنت، از یک مذهب در دو قوم، کاملاً دیدگاههای متفاوتی دارند.
ادامه مطلب
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب؟
چرا حسینبنعلی (ع) به همراه خانواده خود عازم شد؟
با تکیه بر نگاه عقلانی به حماسه عاشورا
چرا حسینبنعلی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، به همراه خانواده خود عازم شد؟ چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود رهسپار مکه و یا کوفه نشد؟
در حادثه عاشورا یکی از مطالبی که کمتر بدان پرداخته و کمتر پیرامون آن نوشته شده، این است که چرا حسینبنعلی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، به همراه خانواده خود عازم شد؟ سفری که در ابتدا به قصد دفاع بود و پس از آن برای تشکیل حکومت و در آخر نیز در جهت دفاع از حیثیت و عزت خود و خاندانش. چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود رهسپار مکه و یا کوفه نشد؟ وی از سر ناچاری اهلبیت (ع) خود را به همراه آورد و یا از سر ایجاد حس شفقت و انساندوستی در میان مردمان؟ آیا روندی که حاکمان مدینه و مکه بر وی پیش گرفتند، امام را مجبور بدین کار نمود؟
برای پاسخ به سؤالاتی از این قبیل و نیز پیرامون علل همراهی خاندان حسینبنعلی (ع) به همراه ایشان به سمت مکه و سپس به سوی کوفه، تاریخ عاشورا را به سه قسمت تقسیم کرده و در این سه قسمت به علل این کار میپردازیم: 1- خروج حضرت از مدینه 2- خروج حضرت از مکه و 3- هنگام شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل در میانه راه کوفه.
خروج امام (ع) از مدینه

امام در مواجهه با درخواست بیعت با یزید در مدینه، با یک تهدید جدی روبهرو شد؛ تهدیدی که وی توانست با درگیری کلامی که با مروانبنحکم و ولیدبنعتبه حاکم مدینه انجام داد، زمان را بخرد؛ زمانی به اندازه کمتر از یک روز. چرا که آن حضرت میدانست دیر یا زود اگر مدینه را ترک نکند، حاکم مدینه راههای دیگری برای گرفتن بیعت پیش خواهد گرفت و چه بسا جنگی برپا نماید.
ایشان با مشاهده وضعیت روی داده، اوضاع را چنان دید که نمیتواند خانواده خویش را در مدینه رها كند و خود رهسپار مکه شود. چرا که اولاً امام خود به نیکی میدانست که بیعت نخواهد کرد؛ به همین خاطر مشکل وی با حکومت پایانی ندارد. در نتیجه حکومت میتوانست از خانواده آن حضرت به عنوان اهرم فشاری برای بیعت گرفتن وی با یزید استفاده نماید. همینطور پس از خروج ایشان از مدینه، این شهر دیگر مکان مناسبی برای خانواده اهلبیت (ع) نخواهد بود؛ حتی اگر حکومتیان به نیت استفاده از اهلبیت حسینبنعلی (ع) به عنوان اهرم فشاری برای وی استفاده نکنند؛ چرا که امنیت از خانواده وی سلب شده است.
ادامه مطلب
مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ «نفس المهموم» عباراتی از زیارتنامه سیدالشهدا(علیه السلام) میآورد که در انتساب آن به حضرت مهدی(عج) تردید ندارد؛ در این زیارتنامه 10 ویژگی برای امام حسین(علیه السلام) بیان شده است.

برای شناخت ماهیت وجودی هر شخصی، باید به نزدیکترین کسان او رجوع کرد و با شنیدن گفتههایی که در آن تنها صدق گفتار مشاهده میشود، میتوان افراد شناخت. بر همین اساس، پناه بردن به کلام معصومین(علیهم السلام) بهترین مرجع و منبع برای شناخت امامان معصوم(علیهم السلام) است.
امام حسین (علیه السلام) نیز به دلیل اثرگذاری خاصی که در مکتب شیعه دارد، و چگونگی زندگی، قیام و شهادتی که داشت، بسیار مورد سؤال امامان بعد از خود قرار گرفت تا شناخت شیعیان از امام سوم خود، بیشتر شود و هر یک از اولاد معصوم ایشان نیز به دنبال ارائه بهترین توصیف در باره شخصیت نورانی سیدالشهدا(علیه السلام) بودند. در این نوشتار به صورت خلاصه، اظهارات حضرت ولی عصر(عج) در باره جد شهیدشان برای بازشناسی شخصیت امام حسین (علیه السلام) ارائه شود.
از بهترین توصیفاتی که راجع به حضرت امام حسین (علیه السلام) شده، زیارتنامهای است منسوب به حضرت ولی عصر(عج). مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب گرانسنگ خود «نفس المهموم» عباراتی از این زیارت را بدون هیچ تردیدی به حضرت مهدی(عج) نسبت میدهد، آنجا که امام مهدی(عج) می فرماید:
«کُنتُ لِلرَّسُولِ وّلَداً و لِلقُرآن سَنَداً وَ للاُمَّة عَضُداً وَ فِی الّاعَهة مُجتَهِداً حافِظاَ لِلعَهد وَ المیثاق ناکِباَ عَن سُبُلِ الفُسّاق تَناوه تأوه المَجهُود طَوِیل الرُکُوع وَ السُّجُود زاهِداَ فِی الدُّنیا ژُهدَ الرّاحِل عَنها ناظِراَ بِعَین المُستَوحِشِینَ مِنها»؛ تو ای حسین! برای رسول خدا فرزند و برای قرآن سند و برای امت بازویی بودی، در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان حافظ و مراقب بودی، از راه فاسقان سر بر میتافتی، آه میکشیدی، آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده، رکوع و سجود تو طولانی بود، زاهد و پارسای در دنیا بودی، زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت برکنده است، با دیده وحشتزدگان بدان نگاه میکردی.
ادامه مطلب